اهمیت غیبت در قرآن
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، که برخی از گمانها گناه است، و جاسوسی و پردهدری نکنید، و یکی از دیگری غیبت ننماید؛ آیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مردهی خود را بخورد؟ به یقین همهی شما از مردهخواری بدتان میآید (و از آن بیزارید، غیبت نیز چنین است و از آن بپرهیزید و) از خدا پروا کنید، بیگمان خداوند بس توبهپذیر و مهربان است .
غیبت کردن مؤ من به منزله آن است که یک انسانى گوشت بـرادر خـود را در حـالى کـه او مـرده اسـت بـخـورد. حـال چـرا فـرمود گوشت برادرش ؟ براى اینکه مؤ من برادر او است ، چون از افراد جامعه اسـلامـى اسـت که از مؤ منین تشکیل یافته ، و خداى تعالى فرموده مـرده براى اینکه آن مؤ من ، بى خبر از این است که دارند از او غیبت مى کنند این تشبیه که در واقع یک دلیل منطقى را تشکیل مى دهد تمام ابعاد مسأله غیبت را بیان کرده، شخص غائب را به مرده تشبیه مى کند، و رابطه دینى او را به عنوان برادرى و اخوّت و آبروى او را به پاره تن او و غیبت را به منزله خوردن گوشت او، کارى که هر وجدانى، هر قدر ضعیف باشد، از آن ابا و وحشت دارد، و حتى در سخت ترین حالات حاضر نیست چنین کند.این تشبیه مى تواند اشاره به نکته هاى فراوان دیگرى نیز باشد . فرد غائب همچون مرده است که قدرت بر دفاع از خویش ندارد، و هجوم بردن بر کسى که قادر بر دفاع از خویش نیست، بدترین نوع ناجوان مردى است .
غیبت کننده انسان ضعیف و ناتوانى است که شهامت رویا رویى با مشکلات را ندارد و به همین دلیل به برادر مرده خویش هجوم مى برد . همان گونه که یک حیوان یا انسان مردار خوار، سبب انتشار انواع میکرب هاى بیمارى مى گردد، شخص غیبت کننده نیز با ذکر گناهان و عیوب پنهانى برادران مسلمان عوامل اشاعه فحشاء را فراهم مى سازد. قرآن مجید با ذکر این مثال و ریزه کارى هایى که در آن نهفته شده به تحریک وجدان و فطرت انسان ها در برابر این گناه بزرگ مى پردازد، و شاید به همین دلیل جمله را با سؤال شروع مى کند، تا پاسخ آن از درون انسان ها برخیزد و تأثیر آن قوى تر شود، مى فرماید آیا هیچ یک از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟
ولى این سؤال مطرح است که ما در تمام دنیا به ندرت در طول یک سال به موردى برخورد مى کنیم که کسى گوشت مرده انسانى را ـ چه رسد به برادر خویش ـ خورده باشد، زشتى این امر به اندازه اى است که همه از آن پرهیز مى کنند، در حالى که غیبت امر رایجى است که در همه جوامع دیده مى شود، بلکه یکى از وسایل تفریح و سرگرمى در جلسات است، راستى این تفاوت از کجا سرچشمه مى گیرد؟ این موضوع ظاهراً دلیلى جز این ندارد که رواج غیبت، قبح و زشتى آن را متأسفانه در نظرها کم کرده است .وهمچنین آیات ذیل :
وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ(الهمزة-1) -
وای بر هر عیبجوی مسخرهکنندهای
لَّا يُحِبُّ اللَّـهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَن ظُلِمَ ۚ وَكَانَ اللَّـهُ سَمِيعًا عَلِيمًا ﴿١٤٨-النساء)
خداوند دوست ندارد (که افراد بشر پردهدری کنند و عیوب همدیگر را فاش
سازند و) زبان به بدگوئی گشایند، مگر آن کسی که مورد ستم قرار گرفته باشد (که میتواند
از شخص ستمگر شکایت کند و بدیهای او را بیان دارد و او را دعا و نفرین نماید) و
خدا شنوای (دعای مظلوم و) آگاه (از کار ظالم) است