سلام برخدیجه رضی الله عنها

خدیجه دختر خویلد بن عبد العزی بن اسد قریشی اسدی، صدیقه کبری است و اولین مادر مسلمانان و اولین همسر رسول خدا (صلى الله عليه و آله وسلم) و مادر تمام فرزندان او به جز ابراهیم می باشد .. حضرت خدیجه رضی الله عنها در جاهلیت ، طاهره خوانده می شد . آنهم به خاطر پاکدامنی و پرهیزکاری زیادش و او را سیده زنان قریش توصیف می کردند .

حضرت خدیجه بانویی تاجر و صاحب شرف و ثروتمند بود و مردان زیادی را اجیر می کرد و با مبلغی را که برای آنها مقرر کرده بود، با آنها مضاربه می کرد و این در حالی است که قریش قومی تجارت پیشه بودند . در نشستی میان ابی طالب و محمد (صلى الله عليه و آله وسلم) برادر زاده اش ، ابو طالب به او گفت: ای برادر زاده من مردی هستم که ثروت آنچنانی ندارم و در این زمانه تنگدست شده ام و خشکسالیهای ناملایم بر ما فشار آورده است . ما هم نه پولی داریم و نه تجارت و معامله‌ای و این کاروان، کاروان قوم تو است و آماده حرکت به سوی شام است و خدیجه هم مردانی را از قوم تو می فرستد که با مال و ثروت او تجارت می کنند و منافعی به دست می آورند. پس اگر تو پیش بروی ، تو را بر دیگران ترجیح می دهد به خاطر آنچه که از پاکی تو به گوش او رسیده است .

حضرت محمد(صلى الله عليه و آله وسلم) فرمود: شاید تو را در این مورد دنبال من بفرستد .ابوطالب جواب داد: من می ترسم که کسی دیگر را برگزیند . خبر این گفتگوی میان محمد (صلى الله عليه و آله وسلم) و عمویش به خدیجه رسید، و او تنها به خاطر آنچه که درباره او ازصدق و راستی و امانت و آوازه خوب می دانست دنبال او فرستاد و پیشنهاد کرد که با مال و پروت او برای تجارت به شام برود و بیش از آنچه‌ که به دیکگران داده بود، همراهی غلامی که اورا سیره می نامیدند، به او داد. و پیامبر (صلى الله عليه و آله وسلم) هم قبول فرمودند و با مال و ثروت او رهسپار گردید در حالیکه سیره هم او را به سوی شام همراهی می کرد.
 
شریک تجارت شریک زندگی می گردد:

محمد (صلى الله عليه و آله وسلم) از شام با سودی فراوان که قبل از او هیچ کسی به آن اندازه نفع نبرده بود، بازگشت . وغلامش (سیره) با سخنی بیشتر از سود درباره این رفیق کریم بزرگوار و آنچه را که از کرامت اخلاق و نشانه های عجیبی که در او مشاهده نتموده بود، نزد خدیجه بازگشت.
 
قلب خدیجه رضی الله عنها به محمد(صلى الله عليه و آله وسلم) متمایل شد تا او را شریک زندگی خود سازد همانطور که در تجارت شریک او شده بود. چرا که او واقعا مردی بی نظیر بود.جوان بود اما در او بیهوده کاری و شوخی و بازی جوانی نبود. تاجر بود. اما در او حرص و طمعکاری تاجران نبود . فقیر بود، ولی در او خود کم بینی فقرا دیده نمی شد . قریشی بود، اما خودپسندی و تکبر قریشی در او مشاهده نمی گردید .راستی معمولا مردان به خواستگاری زنان می روند ، ولی چگونه زن مرد را خواستگاری کند؟ این مشکلی بود که خدیجه رض الله عنها آن را از طریق دوستش ، یعنی نفیسه خواهر یعلی بن منبه حل کرد. خدیجه او را برای کسب خبر پیش محمد(صلى الله عليه و آله وسلم)فرستاد.(نفیسه ) به او (محمد) گفت: چرا ازدواج نمی کنی؟ فرمود: چیزی ندارم .گفت: پس اگر مخارجت تامین شود و ثروت و زیبایی و کفاءه وهمسانی به تو بخشیده شود ، چه نظری خواهی داشت ؟فرمود: این فرد کیست؟گفت: خدیجه . فرمود: این کار را چگونه انجام دهم ؟ گفت: انجام دادن آن به عهده من. پس حضرت رسول (صلى الله عليه و آله وسلم) زود موافقت خود را اعلام فرمود . ونفیسه به سوی خدیجه بازگشت و او را به نتیجه گفتگو مژده داد و خدیجه بی درنگ موعدی را که در آن محمد(صلى الله عليه و آله وسلم) و عموهایش با خانواده خدیجه کنند، مشخص نمود. لذا رسول الله (صلى الله عليه و آله وسلم) همراه دو عمویش، ابوطالب و حمزه به خواستگاری خدیجه رفت و او را از عمویش ، عمروبن اسد خواستگاری کردند و مهریه اش بیست ماده شتر جوان بود و در این هنگام سن خدیجه چهل سال بود در حالیکه از عمر شریف پیامبر(صلى الله عليه و آله وسلم) طبق مشهورترین قول بیش از بیست و پنج سال نمی گذشت .


ازدواج نمونه :

برای حضرت محمد(صلى الله عليه و آله وسلم) امکان داشت که با یکی از دوشیزگان جوان قریش ازدواج کند نه با بیوه زنی که دو بار ازدواج کرده و به سن چهل سالگی یا بیشتر رسیده است و نزدیک است چهره اش چین و چروک بردارد و موهایش سفید شود . اگر از شیفتگان جسد و طالبان شهوت بود، دوشیزه های قریش آمده ازدواج با او بودند و او مردی بود که دست رد به سینه اش زده نمی شد و قریشی هاشمی بود و درخواستش بی جواب نمی ماند و دارای شخصیتی قوی و آوازه خوب و شهرت خانوادگی و زیبایی چهره بود که مشکلی برای ازدواج نداشت و راه آن را هموار می کرد.اما او دنبال عقل هدایت شده و قلبی بزرگ بود .و آنها را در خدیجه یافت.در مقابل، خدیجه رضی الله عنها – در حالیکه او در آن روز از لحاظ نسب اوسط زنان قریشی بود، و از لحاظ شرف و بزرگواری ، بزرگترین آنها و از جهت ثروت و مال ، ثروتمند ترین آنها و از بزرگان قریش بود. کسانی بودند که خواهان ازدواج با او بودند و کسانی به خواستگاری او فرستاده بودند ولی از همه آنها رویگردان بود ، چرا که احساس می کند آنها ثروت و دارایی او را می خواهند نه خودش را ، آنها خدیجه ثروتمند را خواستگاری می کردند نه خدیجه را به عنوان یک انسان .خدیجه رضی الله عنها پیشنهاد اشراف قریش را رد کرد، ولی اشکالی ندید در اینکه خود را عرضه کند – با واسطه یا بدون واسطه – بر جوان بی ثروتی که در کاروان بازرگانی خود او کار می کند . همانا او در محمد گمشده‌اش را یافته بود ، پس با قلبیی آکنده از شوق او را انتخاب کرد و همانا در حقیقت او با این انتخاب ، جاودانگی رابرای خود انتخاب کرده بود . از وسیعترین درها واردتاریخ بشریت شد.


چه کسی برای خدیجه برتر از محمد(صلى الله عليه و آله وسلم)است؟ و جه کسی برای محمد (صلى الله عليه و آله وسلم) برتر از خدیجه رضی الله عنها است ؟ بانویی که لقب طاهره را به او داده اند ، شایسته مردی است که او را امین لقب داده اند .(( و الطیبات للطیبین والطیبون للطیبات)) 26النور و زنان پاکدامن متعلق به مردان پاکند و مردان پاک متعلق به زنان پاکند.

ازدواج، زدواج مبارک و موفقی بود و میان آن دو هرگز کدورتی ایجاد نشد . وخدیجه بوسیله ثروتش و محمد(صلى الله عليه و آله وسلم) بوسیله جوانیش بر همدیگر فخر نمی کردند، بلکه تمام جوانی محمد (صلى الله عليه و آله وسلم) برای او بود و اوهم تمام ثروتش برای محمد(صلى الله عليه و آله وسلم)بود. آنچه را که لازم می‌دید برای صله رحم و موارد بر و نیکی و کارهای نیک می بخشید. یک سال خشکسالی روی داد و حلیمه سعدیه، مادر شیری پیامبر(صلى الله عليه و آله وسلم) پیش او آمد. پس او را گرامی داشت و مالی در اختیار او قرار داد در حالی از پیش او برگشت که، از مال خدیجه شتری که آب حمل می کردو همچنین چهل راس گوسفند همراه داشت. حضرت خدیجه رضی الله عنها اولین زنی بود که پیامبر(صلى الله عليه و آله وسلم) با او ازدواج کرد و تا او زنده بود، با زن دیگزی ازدواج نکرد (خداوند از او راضی باشد ). او مادر همه فرزندان پیامبر(صلى الله عليه وسلم) به جز ابراهیم بود.از پسران : 1-قاسم که بزرگترین پسراو بود، و بعد از بعثت ، نسبت کنیه‌اش به‌ او بود.(ابوالقاسم) 2- عبدالله که ملقب به طیب و طاهر بود و از دختران: 1- رقیه و 2- زینب و 3- ام کلثوم و 4- فاطمه کوچکترین دختر او. اما قاسم وعبدالله در جاهلیت فوت کردند، ولی دخترانش اسلام آورده و با او هجرت نمودند. و از خدیجه رضی الله عنها انتظار می رفت که به سبب مرگ پسرانش دلش بترکد. آنهم پسرانی از مردی که دوستش می‌داشت و در عصر و زمانی که دختران زنده به گور می شدند ، اما او همیشه نمونه‌ای برای عزم راسخ و ایمان استوار بود.

 

خدیجه، زن با ایمان:

سه زن در زن در زندگی پیامبران صاحب آخرین ادیان بزرگ، بارز می باشند.1- آسیه همسر فرعون در زندگی موسی (ع) 2- مریم دختر عمران در زندگی حضرت عیسی(ع) و3- خدیجه رضی الله عنها در زنئگی حضرت محمد(صلى الله عليه و آله وسلم) . هر کدام از آنهاپیامبر مرسلی را قبل از بعثتش کفالت کرده اند و بهترین انیس در کفالتشان بوده‌اند و بعد از رسالتشان تصدیقشان کرده اند و به همین جهت پیامبر(صلى الله عليه و آله وسلم) این زنان کامل را در یک کلام جمع کرده و فرموده است (( کمل من الرجال کثیر، و لم یکمل من النساء الا مریم ابته عمران و آسیه امراه فرعون و خدیجه بنت خویلد)).

از میان مردان تعداد زیادی به کمال رسیده‌اند ولی از زنان به کمال نرسیده‌اند مگر مریم دختر عمران و آسیه همسر فرعون و خدیجه دختر خویلد .

واگر بعضی از حکما می گویند: پشت سر هر مرد بزرگی، زنی است که او را استوار نگه می دارد ، مادری باشد، یا همسری )). پس به حقیقت حضرت خدیجه رضی الله عنها زنی بود پشت سر محمد(صلى الله عليه و آله وسلم) .او در جاهلیت کمک کرد و در زندگی پاک و بی آلایش بدور از بتها و شراب و قمار و بیهوده‌کاری شهوتهایش، و در تنهایی مسیر و در تامل و تفکر و دوری گرفتن از داد و فریاد مردم و غوغای زندگی او را پشتیبانی کرد.هر سال زاد و توشه را برایش فراهم می نمود تا ماه رمضان را در غار حرا بگذراند، اگر چه مانند هر زنی از جهت عاطفه راضی نبود که پیامبر(صلى الله عليه و آله وسلم) حتی یک شب از او دور باشد، پس چگونه می توانست شبهای زیادی را تنها دور از همسرش بگذراند؟ ولی او احساس می کرد که شوهرش مردی است که با دیگر مردها فرق دارد. و او شان و مقامی دیگر دارد، پس باید در این صفات والا و ارزشهای عالی یاور او باشد. گاهی با او دیدار می کرد و بعضی شبها و روزها در غار پیش او می ماند و مونس و همدمش می شد و از او مراقبت می‌کرد.و از محبت خدیجه نسبت به پیامبر و علاقه فراوان او برای جلب رضایت پیامبر (صلى الله عليه و آله وسلم) قبل از بعثت این بود که او میل و رغبت پیامبر(صلى الله عليه و آله وسلم) را به زیدبن حارثه احساس کرد، بعد از آنکه برده‌اش شده‌ بود، لذا او را به پیامبر(صلى الله عليه و آله وسلم) بخشید و این امر سبب و علت امتیاز زید در سبقت به اسلام شد.خدیجه در جاهلیت چنین بود، اما پس از رسالت، بشنو از عایشه رضی الله عنها کهموقفش را در برابر پیامبر(صلى الله عليه و آله وسلم) هنگامیکه اولین جرقه وحی آسمانی را در غار حرا دریافت می کند و جبرئیل او را طوری فشار می دهد، سپس به سرعت به سوی خدیجه رضی الله عنها باز می گردد در حالیکه می لرزد می گوید: مرا بپوشانید ، مرا بپوشانید، به تحقیق بر نفس خود می ترسم .... بازگو می کند.خدیجه رضی الله عنها کسی نبود که عقلش را به خاطر فزع از دست دهد، این حادثه ناگهانی و عجیب او را بهت زده نکرد و از رای صحیح و منطق و حکمت ، در نرفت.و با نور بصیرت و و سلامت نظر و فکرش، سنت خدایی را درمعامله بندگانش شناخت و به همسرش با اطمینان و یقین گفت:خیر، به خداسوگند که خداوند تو را هرگز خوار نمی کند، چرا که تو صله رحم را به جا می آوری و درمانده را یاری می‌کنی، و نابود شده را مال می دهی و سخن راست می گویی و میهمان را گرامی میداری و ستم دیدگان روزگار را یاری می دهد و در روایتی به او گفت ای عموزاده ، مژده باد و ثابت قدم باش ، سوگند به کسیکه نفس خدیجه را دست قدرت او است ، من امیدوارم که تو نبی و پیامبر این امت باشی .و به سخن گفتن صرف اکتفا نکرد، بلکه مسئله را باپسر عمویش ، ورقه بننوفل که مردی بود در جاهلیت مسیحی شده بود، و زبان عبری را یاد گرفته بود و بوسیله آن از انجیل آنچه را که خدا خواسته بود ، نوشت و خدیجه رضی الله عنهابه او گفت: ای پسر عمو از برادر زاده‌ات بشنو ورقه به او گفت: ای فرزند برادرم چه دیده‌ای؟ پس آنچه را که از پیامبر دیده بود بازگو کرد سپس ورقه به او گفت: این همان کسی است که خد اوند آن را بر موسی نازل فرموده است خدیجه فرشته رحمت و پناهگاهی آرام و مامنی استوار برای محمد بود هنگام پریشانی انیس و مونس او بود و هنگام احتیاج سرمایه او بود وقتی که ناامید و مایوس می شد مایه امید او بود و در هنگام پریشان حالی و اضطراب زندگی مایه آرامش او بود ابن اسحاق گوید حضرت خدیجه اولین کسی بود که به پیامبرایمان آورد، و آنچه را که آورده بود، تصدیق نمود، پس خداوند به این وسیله (غمهای ) پیامبرش را تخفیف می داد، هرگاه پیامبر((صلى الله عليه و آله وسلم) سخن ناخوشایندی را می شنید مانند رد کردن رسالت و یا تکذیب ایشان ، اندوهگین می شد وقتیکه پیش خدیجه بازمی گشت، خداوند فرجی برایش قرار می داد و خدیجه او را ثابت قدم می نمود و (آزار و خستگی) را از او تخفیف می داد. و کار مردم را بر او سبک می کرد، و آسان می نمود .خستگی های دعوت را با او تقیسم می‌کرد ، همچنین الام و دردهای رسالت را در حالیکه راضی و خرسند بود، پیامبر وارد شعب ابی طالب شد. او هم همراهش بود، و تلخی دوری را چشید و درد سختی و گرسنگی را احساس کرد، در حالیکه او صاحب ثروت فراوان و پرورده رفاه و نعمتها بود، پس جای تعجب نیست که امین وحی از بالای آسمان به او سلام بفرستد! امام بخاری از ابی هریره روایت می کند که گفت: حضرت جبرئیل پیش رسول الله آمد و گفت: یا رسول الله این خدیجه است که دارد می‌آید، در حالیکه ظرفی غذا همراه دارد، پس اگراو پیش تو آمد، بر او سلام پروردگارش را بفرست.......

 

همچنین سلام مرا و او را به خانه‌ای در بهشت از قصب مژده بده که در آن نه داد و فریادی هست و نه خسته شدنی .سهیل گفته است : همانا خانه شایسته باید این وصف را داشته باشد چرا که او صدایش را بر پیامبر بلند نکرد و بر او فریاد نزد و هیچگاه او را اذیت ننمود و حتی یکبار هم بر او داد نزد و هرگز او را نیازارد.

 

وفات.....و وفاء:

در سال دهم بعثت، و سه سال قبل از هجرت، تقدیر خداوندی که همیشه مردم را در حد ایمانشان می آزماید بر این قرار گرفت که همسر عزیز پیامبر را از او بگیرد،همسر عزیزش خدیجه که –آنچنانکه ابن هشام می‌گوید- وزیر صادقی برای اسلام بود.و کمی قبل از این، دست راستش، یعنی عموی خود، ابو طالب فوت کرده بود، آن یکی همکار و یاری دهنده‌ای بود در داخل خانه و این یکی (عمویش) به عنوان بازو و و یاری دهنده‌اش در خارج خانه بود. پس این مصیبت پس از آن مصیبت دیگر، شایسته بود که اندوهی در نفس پیامبر بر جای گذارد تا جائی که این سال را ((عام الحزن ))سال غم و اندوه نام نهاد.خدیجه فوت فرمود، اما ذکر و یادش در نفس و روان رسول خدا از بین نرفت، در طولزندگی به او وفادار ماند، از یاد او غمگین و از دیدن بستگان او خوشحال می شد. دوستانش را گرامی می‌داشت تا جائی که عایشه رضی الله عنها که محبوبترین همسرانش پس از خدیجه رضی الله عنها بود، با اینکه خدیجه رضی الله عنها فوت کرده بود و دفن شده بود. در مورد او غیرت به خرج داده می گفت: پیامیر از خانه خارج نمی شد مگر اینکه ازی خدیجه یاد می کرد و او را می ستود، پس روزی از او یاد کرد ، لذا غیرت مردم را فراگرفت و گفتم:آیا او غیر از پیرزنی بود که خداوند تو را زنی بهتر از او داده است؟ او هم خشمگین شد تا حدی که موهای جلو پیشانی‌اش از خشم لرزید ، سپس فرمود : ((لا و الله ما ابدلني الله خیرا منها ، آمنت بي إذ کفر الناس، صدقتني إذکر بنی الناس. و واستني بما لها إذ حرضي الناس، و زرقنی الله منها الولد دون غیرها من النساء)) خیر، به خدا، خداوند مرا همسری از او بهتر نداده، به من ایمان آورد در حالیکه مردم کافر شدند، مرا تصدیق کرد، زمانی که مردم تکذیبم کردند، ثروتش را در اختیارم قرار داد زمانیکه مردم مرا محروم کردند و خداوند مرا فرزندانی از او عطا فرمود که از دیگر همسران به منئ عطا نفرموده است .عایشه گفت: با خود گفتم : بعد از این هرگز او را به بدی یاد نمی کنم . خداوند رحمتش فرماید و از او راضی باشد و در مقابل خدماتی که به پیامبر(صلى الله عليه وسلم) و دعوتش کرد بهترین پاداش که شایسته زنان صادق است ، نصیب ایشان فرمود.

افك در قرآن

اندک تعمقی در قرآن

در سال ششم هجري وقتي كه به پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم-

 خبر رسيد كه قبيله بني مصطلق به قصد غارت نمودن و حمله بر

 مسلمانان جمع شده و متحد گرديده اند. و آن حضرت صلي الله عليه

 وآله وسلم- به خاطر ريشه كني فتنه به وجود آمده عزم جهاد كردند

 طبق عادت، بين ازواج مطهرات قرعه كشي كردند تا يكي از آنها را با

 خود ببرند و پس از قرعه كشي نام حضرت عايشه رضي الله عنها در

 آمد و ايشان همراه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم- خارج شدند.

در بازگشت به مدينه كاروان پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم- در

 جايي منزل گرفت حضرت عايشه رضی الله عنها در اين اثنا براي رفع

 حاجت از قافله جدا شد, آمدن ايشان به دليل گم شدن گلوبند و تلاش

 براي يافتن آن مدتي طول كشيد و در اين فاصله كاروانيان كه از غيبت

 ايشان اطلاعي نداشتند به راه خود ادامه دادند. ايشان پس از بازگشت

 به محل كاروان وقتي ديد خبري از كاروان نيست از آنجا كه مي

 دانست حتما دنبال ايشان خواهند آمد در محل دراز كشيده و چادر را

 بر روي خود كشيد.

 پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم- هميشه يك نفر در عقب كاروان

 مامور مي كرد تا اگر چيزي باقي مانده آن را بياورد و صحابي كه

 مامور شده بود صفوان بن معطل سلمي بود و وقتي از دور به محل

 كاروان نزديك شد متوجه وجود فردي شد و با إنا لله و إنا إليه راجعون

 شتر را در نزديكي ايشان خواباند و بدون هيچ گفتگويي ايشان را

 سوار شتركرد و مهار شتر را گرفته و قافله را دنبال كردند و به قافله رسيدند.

دشمن از حادثه اتفاق افتاده سوء استفاده كرده و فتنه و حادثه اي

 معروف به افك را بوجود آوردند اين تهمت بيجا از طرف منافقين

 صورت گرفت كه به ام المؤمنين (العياذ بالله) نسبت عمل بد بستند. در

 اين امتحان الهي جامعه اسلامي, مسلمانان بجز سه نفر مسلمان سر

 بلند بيرون آمده و حتي حاضر به لب گشودن درباره آن نبودند و

 منتظر كلام خدا و رسول او ماندند كه نازل شدن براءت حضرت

 عايشه رضي الله عنها بيش از يك ماه به طول انجاميد كه دوران

 بسيار حزن انگيز و پر اضطرابي بر جامعه اسلامي سپري شد.

بعد از سپري شدن بيش از يك ماه آيات براءت نازل شد و پاكي حضرت عايشه رضی الله عنهاا در سوره نور طي آيات 11 تا 26 نازل گرديد.

افرادي چون نوه هاي عبدالله ابن ابي رئيس منافقين و بوجود آورنده

 اين قضيه تا به امروز هم با قلبي نجس و زباني ناپاك آن عفيفه طاهره

 را مورد تهمت قرار مي دهند ..

 

بنام خداوند

﴿إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لاَ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ

 هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنْ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى

 كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ (11) لَوْلاً إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ

 الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُبِينٌ

 (12) لَوْلاَ جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ

 فَأُوْلَئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمْ الْكَاذِبُونَ (13) وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ

 وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ

 عَظِيمٌ (14) إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُمْ مَا لَيْسَ

 لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ (15) وَلَوْلاَ إِذْ

 سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مَا يَكُونُ لَنَا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ

 عَظِيمٌ (16) يَعِظُكُمْ اللَّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِنْ كُنتُمْ مُؤْمِنِينَ

 (17) وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (18) إِنَّ الَّذِينَ

 يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي

 الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (19) وَلَوْلاَ فَضْلُ

 اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ (20) يَاأَيُّهَا الَّذِينَ

 آمَنُوا لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ

 فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا

 زَكَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ

 عَلِيمٌ (21) وَلاَ يَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَالسَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُوْلِي

 الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا

 وَلْيَصْفَحُوا أَلاَ تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (22)

 إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاَتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي

 الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (23) يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ

 أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (24) يَوْمَئِذٍ

 يُوَفِّيهِمْ اللَّهُ دِينَهُمْ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ

 (25) الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ

 لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ

 مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ. (النور26).

همانا كساني كه تهمت مطرح كرده اند گروهي از شما بودند گمان نكنيد

 اين مـاجرا براي شما بد است بلكه براي شما خير است و براي هر

 كس كه از آنها (منافقين) به ميزان گناهي كه مرتكب شده اند عذاب و

 براي كسي كه بخش عظيم آن گناه را مرتكب شده عذاب بسيار بزرگي

 در پيش است 11 چرا مؤمنان زن و مرد وقتي از منافقان چنين بهتان

 و دروغ بزرگي را شنيدند به هم ظن نيكو نبردند و نگفتند اين دروغ

 آشكاري است 12 چرا چهار شاهد براي آن نياوردند اكنون كه چنين

 گواهاني را نياوردند آنها در پيشگاه خداوند دروغگو هستند 13 و اگر

 فضل و رحمت الهي در دنيا و آخرت نصيب شما نمي شد بخاطر اين

 گناهي كه مرتكب شده ايد عذاب سختي به شما مي رسيد؟ بخاطر

 بياوريد زماني را كه به استقبال اين دروغ بزرگ رفتيد و اين شايعه را

 از زبان يكديگر مي گرفتيد و با دهان خود سخني مي گفتيد كه به آن

 يقين نداشتيد و گمان مي كرديد كه اين مسئله كوچكي است در حالي

 كه نزد خدا بسيار بزرگ است 13 چرا هنگامي كه آن را شنيديد

 نگفتيد براي ما جايز نيست كه به اين تهمت تكلم كنيم و نگفتيد خداوندا

 تو منزهي اين بهتان بزرگي است 16. خداوند شما را اندرز مي دهد

 كه هرگز چنين كاري را تكرار نكنيد اگر ايمان داريد؟ 17 خداوند متعال

 آيات خود را براي شما بيان مي كند و خداوند عليم و حكيم است 18

 كساني كه دوست دارند كه زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع پيدا

 كند عذاب دردناكي براي آنها در آخرت است و خداوند مي داند و شما

 نمي دانيد 19 اگر فضل و رحمت الهي شامل حال شما نمي شد به

 مجازات سختي گرفتار مي شديد و خداوند مهربان و رحيم است 20

 اي كساني كه ايمان آورده ايد از گامهاي شيطان پيروي نكنيد هر  كس

 قدم جاي قدمهاي شيطان بگذارد (گمراهش مي سازد) چرا كه او به

 زشتيها و بديها امر مي كند و اگر فضل و رحمت الهي شامل حال شما

 نمي شد احدي از شما پاك نمي شد ولي خداوند هركه را بخواهد تزكيه

 مي كند چرا كه خداوند شنوا و و داناست 21 آنها كه داراي برتري

 مالي و وسعت زندگي هستند نبايد سوگند ياد كنند كه از انفاق نسبت به

 نزديكان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دريغ می نمايند آنها بايد

 عفو كنند و صرف نظر نمايند آيا دوست نمي داريد كه خداوند شما را

 ببخشد زيرا كه خداوند غفور و رحيم است 22 كساني كه زنان پاكدامن

 و بي خبر (از هر گونه آلودگي) و با ايمان را متهم مي سازند در دنيا

 و آخرت از رحمت الهي به دورند و عذاب بزرگي در انتظار آنهاست

 23 در آن روز كه زبانها و دستها و پاهايشان بر عليه آنها و بر

 اعمالي كه مرتكب شده اند گواهي مي دهند، 24 در آن روز خداوند

 جزاي واقعي آنها را بي كم و كاست مي دهد و مي دانند كه خداوند

 حق و مبين است. 25 زنان ناپاك و خبيث از آن مردان خبيث و

 ناپاك هستند و مردان ناپاك نيز متعلق به زنان ناپاك و زنان پاك و

 طيبه از آن مردان پاك و مردان  پاك براي زنان پاك و اينان از

 نسبتهاي ناروايي كه به آنها داده مي شود مبرا هستند و براي آنها

 آمرزش الهي و روزي پر ارزش است 26.

 

ریشه کنی زیر میزی -مابه التفاوت - از زبان مسئولان




زیرمیزی در بازار سلامت پدیده‌ای است که این روزها صدای بسیاری را در آورده است و ما شاهد اظهارنظر اشخاص گوناگون از وزیر بهداشت گرفته تا نمایندگان مجلس و کارشناسان حوزه بهداشت هستیم.

این پدیده‌ای زشت و غیراخلاقی است که متاسفانه طی این سال‌ها قبح آن در نزد عده‌ای از جامعه پزشکی کشور شکسته شده و گرفتن این قبیل پول‌ها بابت اعمال جراحی و... در برخی از مراکز درمانی، به امری بدیهی تبدیل شده است.

در ابتدای سال دکتر محمدحسن طریقت‌منفرد، وزیر بهداشت از وضعیت پدیده زیرمیزی در بازار سلامت اظهار نگرانی کرد، اما افزایش روزبه‌روز آن موجب شد که وی در اظهاراتی دیگر اعلام کند که نمی‌توان فقط با کارهای نظارتی و... به این مشکل خاتمه داد بلکه این مردم هستند که باید به‌عنوان ناظر وزارت بهداشت، بروز چنین تخلفاتی را گزارش دهند.

بیان این جمله از قول مقام ارشد وزارتخانه‌ای که متولی سلامت جامعه است، حکایت از این واقعیت دارد که این پدیده چنان در حال گسترش است که درباره هزینه‌های درمان، ما را در آستانه بحران قرار می‌دهد چنان‌که طبق آمار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سالانه ۷/۵ درصد از مردم بر اثر هزینه‌های درمانی به زیر خط فقر می‌روند؛ هرچند بخش عمده‌ای از این هزینه‌ها به دلیل ضعف ساختار بیمه در کشور است اما گرفتن زیرمیزی نیز در آن بی‌تاثیر نیست.

براساس آمارهای موجود، در حال حاضر حدود ۵۵ درصد هزینه‌های سلامت از جیب مردم پرداخت می‌شود البته این آمار در صورتی واقعی است که بیمارستان‌ها و پزشکان، هزینه‌های اضافی از مردم اخذ نکنند اما در عمل و به‌ویژه در بخش‌های خصوصی گویا اتفاق دیگری در حال جریان است و این رقم در بسیاری از مواقع به حدود ۷۰ یا ۸۰ درصد می‌رسد. براین اساس برخی از پزشکان از همان دسته دانشجویان پزشکی فارغ‌التحصیل شده‌ای که در پیشگاه خداوند سوگند یاد کرده‌اند که حقوق بیماران را تضییع نکنند؛ اخلاق پزشکی را پایمال کرده و بیمار را به مثابه کالایی سودآور می‌نگرند تا جایی که شمار زیادی از بیماران مجبورند دار و ندار زندگی خود را برای پرداخت هزینه‌های درمانی بفروشند.

ساختار بیمه درمانی باید اصلاح شود
در همین راستا، مراد هاشم‌زهی، رئیس هیات نظارت بر انتخابات نظام پزشکی در رابطه با این پدیده رو به گسترش اظهار کرد: متاسفانه دولت در چند سال اخیر در اجرای قوانین حوزه سلامت بسیار ضعیف عمل کرده و زیرمیزی‌ها توان مردم را گرفته است. متاسفانه قوانین پیرامون حوزه سلامت از سوی دولت اجرایی نمی‌شود و پوشش بیمه‌ای مردم، جلوگیری از پدیده زیرمیزی، تشکیل سازمان بیمه سلامت ایرانیان، تجمیع تمام بیمه‌های درمانی و واقعی کردن تعرفه‌های پزشکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که مورد بی‌توجهی مسوولان قرار گرفته است.

وی همچنین تاکید کرد: افزایش زیرمیزی و افزایش قیمت دارو و تجهیزات پزشکی زمینه سوءاستفاده افراد را در حوزه سلامت فراهم کرده و قطعا حل مشکلات نیازمند تدبیر خاصی از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش‌پزشکی است. علت اصلی رواج پدیده زیرمیزی میان بیمار و پزشک غیرواقعی بودن تعرفه درمانی است و پزشکان و پرسنل حوزه سلامت در چند سال اخیر نسبت به غیرواقعی بودن تعرفه پزشکی اعتراض‌های بسیاری کرده‌اند اما متاسفانه دولت بدون بررسی، با خواسته‌های این افراد مخالفت می‌کند.

باید این مساله با جدیت در مجلس پیگیری شود و البته با طرح‌های یک‌دفعه‌ای نمی‌توان مقابل پزشکانی که زیرمیزی دریافت می‌کنند، ایستاد. به گفته هاشم‌زهی واقعی کردن تعرفه‌های پزشکی یکی از اصول و خواسته‌های پرسنل حوزه سلامت است، اما باید نخست برای تحقق این موضوع ساختار بیمه‌های درمانی اصلاح شود، که تحقق این هدف در گرو تشکیل رسمی سازمان بیمه سلامت ایرانیان است.عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، با تاکید بر اینکه بیمه‌ها باید تمام هزینه‌های درمان مردم را پرداخت کنند، می‌گوید: تحقق این موضوع موجب کاهش رابطه میان بیمار و پزشک و به تبع آن کاهش پدیده زیرمیزی است.

 
بیشترین شکایت از بیمارستان‌های غیردانشگاهی است
از سوی دیگر سجاد رضوی، مدیرکل نظارت بر درمان وزارت بهداشت در گفت‌وگویی که چندی پیش داشته، اظهار کرد: پدیده زیرمیزی هم در بیمارستان‌های دولتی و هم در بیمارستان‌های خصوصی وجود دارد اما کمترین شکایت‌ها در این زمینه از بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه‌های علوم پزشکی و بیشترین شکایت‌ها در زمینه زیرمیزی مربوط به بیمارستان‌های غیردانشگاهی چه دولتی و چه بخش خصوصی است.
به گفته رضوی به دلایل متعدد تعداد پزشکانی که بیش از تعرفه‌های اعلام شده از بیماران هزینه می‌گیرند طی سال‌های اخیر افزایش یافته است که واقعی نبودن تعرفه‌های پزشکی یکی از مهم‌ترین دلایل گسترش زیرمیزی بین جامعه پزشکی به شمار می‌رود. همین تعرفه‌های پایین در شهرستان‌ها به‌ویژه در مراکز درمانی دولتی، کمتر از حد معمول است. علاوه‌بر این همین تعرفه‌های کم را نیز به موقع به پزشکان و کادر درمانی پرداخت نمی‌کنیم. از سوی دیگر قوانین بازدارنده و جریمه‌ها برای زیرمیزی، ضعیف هستند که مانع از کنترل پدیده زیرمیزی می‌شود.
در این میان می‌توان یکی دیگر از دلایل گسترش زیرمیزی را ضعیف بودن سیستم اطلاعاتی مالیاتی دانست چراکه مالیات‌ها باید براساس درآمد پزشکان وضع شود نه براساس رشته‌های پزشکی زیرا تعرفه‌های دریافتی در یک رشته مشترک نیز متفاوت است. از این‌رو اگر سیستم دریافت و پرداخت پزشکان الکترونیک و ثبت شود، سیستم مالیاتی هم می‌تواند کار خود را درست انجام دهد.
 
نظارت جدی و تدابیر سختگیرانه‌ای در کار نیست
چندی پیش حسینعلی شهریاری، رئیس کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی در این زمینه از عملکرد دولت در تعرفه‌گذاری انتقاد کرده. وی در مورد این پدیده اظهار می‌کند: ما در این زمینه نه در حوزه دولتی و نه در حوزه خصوصی نظارت و اقدام جدی نداشتیم و امروز شاهد آن هستیم که هر کس در هر بخشی (چه خصوصی و چه دولتی) هرگونه که می‌پسندد عمل می‌کند و متاسفانه چیزی به نام نظارت در این رابطه وجود ندارد.
وی همچنین در گفت‌وگویی اظهار کرده بود: مجلس شورای اسلامی آمادگی نظارت در این زمینه را دارد که مجازات‌های جدی را برای متخلفان در این حوزه تعیین کند.
 
علت پدیده زیرمیزی در نگاه صاحب‌نظران در این زمینه سیدنظام‌الدین طباطبایی، رئیس سازمان بسیج جامعه پزشکی درباره این پدیده و علت بروز و ظهور آن می‌گوید زیرمیزی پزشکان ریشه در ضعف اخلاق پزشکی دارد و باید در این حوزه کارهای بیشتری صورت گیرد.به گفته وی، بسیاری از مشکلات موجود در حوزه سلامت می‌تواند از طریق اخلاق حرفه‌ای پزشکی حل شود.رئیس سازمان بسیج جامعه پزشکی تهران معتقد است برای جلوگیری از بروز پدیده زیرمیزی، باید اخلاق پزشکی مبتنی‌بر مبانی اسلام را گسترش دهیم.
همچنین احمد آریایی‌نژاد یکی از اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با تاکید بر لزوم حل مشکلی با عنوان اخذ مبلغی به‌عنوان زیرمیزی توسط برخی از پزشکان، می‌گوید: اخذ زیرمیزی توسط پزشکان، تخلف بوده و باید با این دسته از پزشکان به صورت جدی برخورد شود. به گفته وی، روال معمول بر این است که افراد یا گروه‌ها در قبال ارائه خدمات مبالغی را دریافت می‌کنند که البته در این میان برخی با روش‌های نادرست و بیش از آن چه که باید، مبالغی را دریافت کرده و در این میان برای خود توجیه‌‌تراشی نیز می‌کنند. آریایی‌نژاد درخصوص علت بروز پدیده‌ای به نام زیرمیزی در بازار سلامت، می‌گوید: این دسته از پزشکان معتقد هستند که مزد کافی از بیمه دریافت نمی‌‌کنند یا اینکه این مزد به موقع به آنها پرداخت نمی‌شود.
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، عدم نظارت درست از سوی دستگاه‌های ناظر را مورد توجه قرار می‌دهد و می‌افزاید: این به‌هم‌ریختگی و بی‌نظمی باعث می‌شود که مردم متضرر شده و هزینه از جیب آنها صرف شود. اینکه یک خدمت پزشکی چه قدر می‌ارزد باید به درستی تعریف شود. البته هنوز این دغدغه در مورد مقابله با اخذ زیرمیزی توسط پزشکان وجود ندارد در صورتی که باید در این زمینه با برنامه‌ریزی و طراحی درست وارد عمل شد. طبیعتا صرف بازرسی از مراکز درمانی و نظارت بر عملکرد جامعه پزشکی با توجه به محدود بودن نیروی انسانی راه به جایی نمی‌برد و در این زمینه که طرف مقابل بخشی از پزشکان کشور هستند روش‌های تهدیدآمیز و تنبیهی، نمی‌تواند نتیجه لازم را از اجرای یک برنامه ایجاد کند بنابراین شاید راه مقابله با این پدیده زشت، همکاری و تعامل مردم و بیماران با مسوولان وزارت بهداشت است.
همچنین بنا بر برنامه‌هایی که قرار بر اجرایی شدن آن است شاید بتوان گفت اجرای برنامه پزشک خانواده با قطع ارتباط مالی بین پزشک و بیمار نیز می‌تواند جلوی اخذ زیرمیزی و تخلفات اقتصادی را بگیرد.امیدواریم آنان که زیرمیزی را تنها راه دستیابی به حقوق خود می‌دانند یک‌بار دیگر سوگندنامه پزشکی را مرور کرده و به یاد آورند که در پیشگاه خداوند و وجدان خویش چه تعهدی نسبت به بیماران داده‌اند.


منبع اصلی : سلامت نیوز

Dehkala777@gmail.com

جزئیات یارانه دارویی


معاون داروی سازمان غذا و دارو، آخرین وضعیت یارانه دارویی بیماران خاص و صعب العلاج و همچنین نحوه پرداخت مابه التفاوت قیمت داروهای گران شده به این قبیل بیماران را تشریح کرد.

دكتر شمسعلی رضازاده در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به امضای تفاهمنامه وزارت بهداشت با سازما‌نهای بیمه‌گر، گفت: طبق این تفاهمنامه تمامی هزینه‌های بیماران خاص كه تعریف شده هستند مانند بیماران تالاسمی، هموفیلی، پیوندی و بیماران متابولیك كه قبلا بیمه هزینه‌های آنها را پرداخت می‌كرد به صورت ماهیانه به شركتهای بیمه‌گر پرداخت و بیمه ها آنها را عینا به تامین كننده‌ها پرداخت می‌كنند.

وی افزود: بیماران می‌توانند با مراجعه به داروخانه‌ها و مراكز عرضه داروهای مورد نیاز خود را با همان مبالغی كه قبلا پرداخت می‌كردند دریافت كنند.

معاون داروی سازمان غذا و دارو افزود: در راستای تاکیدات وزیر بهداشت برای کاهش بار مالی هزینه های پرداختی بیماران صعب العلاج و خاص برای دارو، اعلام اصلاح قیمت روی این داروها گرفت. جلساتی با حضور نمایندگان و مسئولان ارشد سازمان های بیمه گر صورت گرفت و تفاهم نامه ای به امضا رسید.

وی ادامه داد: طبق این تفاهمنامه تامین تمامی هزینه بیماران خاص و صعب العلاج مطابق هزینه ای که تصمیم گرفته شده انجام خواهد شد، در واقع مابه التفاوت این هزینه ها از طرف سازمان غذا و دارو به سازمان های بیمه گر پرداخت می شود و از این طریق در اختیار بیماران قرار می گیرد.

رضازاده خاطرنشان كرد: این اعتبارات از طرف دولت در ردیف بودجه دیده شده است.

معاون داروی سازمان غذا و دارو گفت: در حال حاضر همه داروها را به اندازه کافی نداریم که بتوانیم از طریق همه داروخانه‌ها اقدام به عرضه آن کنیم، همچنین داروهای خاص و داروهای موردنیاز بیماران صعب العلاج را مراکز خاص ارائه می‌کنند این در حالی است که داروخانه‌ها تمایل دارند همه داروها را در داروخانه خود عرضه کنند و هیچ نسخه‌ای را برگشت نزنند در حال حاضر نیز در حوزه داروهای عام کمبودی نداریم و 96 درصد عددی تولید داروهای مورد نیاز کشور توسط شرکت‌های داخلی تهیه می‌شود. مشکل عمده ما مربوط به توزیع داروهای گران قیمت و داروهای خاص است .

وی با اشاره به منتفی شدن واریز یارانه دارو به حساب خانوارها افزود: وزارت بهداشت تصمیم گرفته تا 1800 میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده برای جبران مابه التفاوت نرخ ارز و 400 میلیون دلار یارانه دارو را به بیمه‌ها پرداخت کند.

معاون داروی سازمان غذا و دارو گفت: درخواست سازمان تامین اجتماعی و بیمه سلامت ایرانیان برای پوشش اختلاف قیمت ایجاد شده بر اثر تغییر نرخ ارز ماهیانه 30 میلیارد تومان است، و 50 میلیارد تومان هم هزینه ماهیانه داروهای یارانه‌ای وزارت بهداشت است. در مجموع باید ماهیانه  110 میلیارد تومان از محل اعتبار کمکی دولت در اختیار بیمه‌ها قرار بگیرد. بنابراین جبران افزایش قیمت همه داروهای بیماران خاص و صعب العلاج از طریق بیمه تامین خواهد شد.

رضازاده خاطر نشان کرد: در حال حاضر  10 هزار مرکز ارائه خدمات دارویی در سطح کشور داریم که باید از پتانسیل و ظرفیت آنها استفاده کرد. همچنین تعدادی شرکت پخش دارویی نیز معین شوند تا توزیع دارو از حالت انحصاری خارج شود. البته راهکارهای اجرایی پرداخت اعتبار 2200 میلیارد تومانی دارو در حال انجام است.

معاون داروی سازمان غذا و دارو در خصوص پرداخت یارانه به بیماران صعب العلاج گفت: این یارانه برای بیماران صعب العلاج مانند سرطان اجرایی خواهد شد که با این کار آنها در تامین هزینه درمان دچار مشکل نشوند.

وی با اشاره به اینکه پرداخت یارانه در قالب تفاهمنامه است گفت: پرداخت این یارانه بزودی اجرایی خواهد شد و داروی بیماران سرطانی هم زیر پوشش بیمه ای خواهد رفت.

رضازاده اظهار داشت: در حال حاضر بخشی از هزینه ها را بیمه ها پرداخت می کنند و بخش دیگر به صورت یارانه مستقیم توسط معاونت درمان وزارت بهداشت پرداخت می شود و ما قصد داریم تمامی این هزینه ها به صورت تامین دارو به بیمار رسانده شود.

معاون داروی سازمان غذا و دارو در ادامه افزود: داروی هرسپتین (داروی سرطان سینه)که قبلا پوشش بیمه ای نداشته است تحت پوشش قرار می گیرد.

وی اظهار داشت: برای هر دارو به صورت مجزا درصد پرداخت بیمار را تعریف می کنیم و سعی می کنیم این درصد در توان بیمار باشد

پرستاری در ایران وجهان

پرستاران در کشورهای توسعه یافته در بخش های مختلف سیستم بهداشتی درمانی به ارائه خدمت می پردازند. پرستاران متخصص با عناوینی مانند "پرستار خانواده"، "پرستار بهداشت حرفه"، " پرستار مدرسه" در سطح جامعه مشغول فعالیت هستند. پرستاریِ پیشرفته در بیماری های خاص مانند "پرستار متخصص مراقبت از بیماران سرطانی" تنها مثال هایی از فعالیت تخصصی پرستاران در این کشورهاست. در این کشورها نقش پرستار در سطوح مختلف نظام سلامت تعریف شده  است.

اول به این سوال پاسخ دهیم که دقیقا پرستاری چیست؟

مجمع بین المللی پرستاری (ICN) پرستاری را اینگونه تعریف کرده است:"پرستاری ارائه مراقبت به صورت مستقل یا با همکاری سایر اعضاء تیم بهداشتی به افراد بیمار یا سالم، در تمام سنین، خانواده ها، گروه ها، و جوامع و در تمام محیط ها و مکان هاست.  فعالیتهای پرستاری شامل ارتقاء سطح سلامت، پیشگیری از بیماری ها و مراقبت از افراد بیمار، ناتوان و بیماران در حال مرگ است. ارائه مشاوره و آموزش به افراد، انجام تحقیقات مرتبط با سلامت و مشارکت در شکل دهی و اداره نظام های ارائه مراقبت های بهداشتی از وظایف مهم پرستاران است."

تا قبل از قرن نوزده میلادی که از آن می توان با عنوان دوره  پرستاری سنتی نام برد، پرستاری بیشتر با انگیزه های مذهبی انجام می شد. حرفه پرستاری مسیر پیشرفتِ خود را به عنوان یک دیسیپلین علمی و رشته  ی دانشگاهی در قرن بیستم آغاز کرد.  بطوری که اولین دوره کارشناسی ارشد پرستاری در سال 1930میلادی و اولین دوره دکتری پرستاری در سال 1960میلادی ایجاد شد.اولین موسسه پژوهشی پرستاری با هدف توسعه بدنه دانش پرستاری در سال 1936 میلادی شروع به کار کرد.

یکی دیگر از سوالات شایعی که از فارغ التحصیلان پرستاری به طور مکرر پرسیده میشود این است که مرز رشته پرستاری با سایر حرفه های بهداشتی و بخصوص پزشکی چیست؟

آنچه شاخه های مختلف  دانش را از هم جدا میکند، نوع نگاه و یا به عبارتی"لنز"ی است که آنها از دریچه  آن به موضوعات مشترک نگاه  میکنند. حرفه پرستاری دارای رویکرد و نگاه خاص خود به موضوعات مرتبط با سلامت است. در ابتدا باید بدانیم که پرستاری با «انسان» به عنوان یک «کل واحد» برخورد می کند.  به عبارتی پرستاران با "بیماری" کار نمی کنند، بلکه با «بیمار» به عنوان یک "کل انسانی" کار می کنند. برای روشن شدن موضوع برای شما مثالی ذکر می کنم؛ یک خانم مبتلا به سرطان روده را تصور کنید که جهت درمان بیماریِ خود تحت عمل جراحی قرار گرفته است و بخشی از روده او به سطح پوست آورده شده و به طور دائمی نحوه دفع او را تغییر داده است.  بیماریِ این فرد تحت کنترل است و با انجام موفقِ اقدامات درمانی، هم اکنون فقط لازم است بیمار جهت انجام معاینات خاص به پزشک مراجعه کند. اما این فرد درگیر مشکلات فراوانی است.  وضعیت جدید، تمام زندگی او را دستخوش تغییر کرده است. این زن به عنوان یک مادر و همسر دارای وظایفی است که با شرایط جدید، ایفایِ همه  این نقش ها برای او دشوار شده  است.  در این مورد یک پرستار به این فرد به عنوان یک کل انسانی نگاه میکند، او چگونه باید خود را با شرایط جدید سازگار کند؟ مرکزِ توجهِ یک پرستار برخورد با یک بیماری با نام " سرطان روده بزرگ" نیست، بلکه به حداقل رساندن اثرات نامطلوب این بیماری بر سبک زندگی عادی این فرد است.

مشخصه بعدی حرفه­ ی پرستاری "عملکرد محور" بودن آن است. یک پرستار در برخورد با این بیمار، به علت دارا بودن مهارتهای عملکردی در مراقبت از زخم بیمار و مراقبت از مسیر مصنوعی، به شکل عملی به بیمار کمک می­کند که با وضعیت جدید سازگار شده و نحوه مراقبت از خود را بعد از مرخص شدن از بیمارستان بر عهده بگیرد. به عبارتی دانش پرستار از وضعیت جسمی و روانیِ بیمار به همراه مهارتِ پرستار در انجام مراقبتهای تخصصی موجب می­شود که بیمار با شرایط جدید سازگار شده و تا حد معمول سبک زندگی عادی داشته باشد.مشخصه بعدی حرفه ی پرستاری "عملکرد محور" بودن آن است. یک پرستار در برخورد با این بیمار، به علت دارا بودن مهارت های عملکردی در مراقبت از زخم بیمار و مراقبت از مسیر مصنوعی، به شکل عملی به بیمار کمک می کند که با وضعیت جدید سازگار شده و نحوه مراقبت از خود را بعد از مرخص شدن از بیمارستان بر عهده بگیرد. به عبارتی دانش پرستار از وضعیت جسمی و روانیِ بیمار به همراه مهارتِ پرستار در انجام مراقبتهای تخصصی موجب می شود که بیمار با شرایط جدید سازگار شده و تا حد معمول سبک زندگی عادی داشته باشد.

پخش سریال پرستاران یکی دیگر از زمینه های سوال و جواب ها در مورد حرفه پرستاری در ایران است. بارها افرادی از من پرسیده اند که چرا نقش پرستاران در فرایند مراقبت و درمان در ایران شفاف و روشن نیست؟

 پرستاران در کشورهای توسعه یافته در بخش های مختلف سیستم بهداشتی درمانی به ارائه خدمت می پردازند. پرستاران متخصص با عناوینی مانند "پرستار خانواده"، "پرستار بهداشت حرفه"، " پرستار مدرسه" در سطح جامعه مشغول فعالیت هستند.

 پرستاریِ پیشرفته در بیماری های خاص مانند "پرستار متخصص مراقبت از بیماران سرطانی" تنها مثال هایی از فعالیت تخصصی پرستاران در این کشورهاست. در این کشورها نقش پرستار در سطوح مختلف نظام سلامت تعریف شده  است و مردم در تعاملات خود با نظام سلامت، با پرستاران برخورد داشته و از خدمات آنها بهره مند می گردند، در حالیکه  برنامه ی مدوّنی در این زمینه در کشورمان هنوز تدوین نشده است.

 

در ایران سابقه  حرفه ی پرستاری به عنوان یک رشته ی دانشگاهی به 30 سال قبل میگردد. هم اکنون بیش از 12 دانشگاه دولتی دارای دوره کارشناسی ارشد پرستاری هستند و نزدیک به 10 دانشگاه نیز داری دوره Ph.D پرستاری هستند. پرستاران در پنج گرایش اطفال، بهداشت جامعه، داخلی-جراحی، و روانپرستاری دوره کارشناسی ارشد را پشت سر میگذراند.

 با وجود اینکه در سی ساله اخیر رشد علمیِ پرستاری در ایران داری پیشرفت قابل توجهی بوده، اما هنوز می بینیم که جامعه از دستاوردهای علمی این حرفه بی بهره است. 

 در ایران ساز و کار مدیریتیِ رشته پرستاری به عنوان یک زیر شاخه از «معاونت درمان» در وزارت بهداشت فعالیت می کند.  در نتیجه همه ی توان جامعه پرستاری در شاخه درمان خلاصه شده است.  در حالی که در کشورهای پیشرفته (مثل استرالیا و بسیاری دیگر از کشورها) نقش پرستاران در حیطه ارتقاء سلامت، درمان و توانبخشی تبیین شده است.

متاسفانه شاهدیم که در ایران با وجود اینکه بیش از 20 سال است که «پرستار بهداشت جامعه» در مقطع فوق لیسانس تربیت می شود، هنوز جایگاه این افراد در نظام سلامت مشخص نشده است. این امر باعث شده که پرستاران تحصیلکرده در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری بیشتر در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی فعالیت کنند و لذا جامعه از خدمات این افراد بی بهره باشد. 

 چالش دیگر نحوه مدیریت مراقبت ها در سیستم های بهداشتی است. انواعی از روشهای ارائه مراقبت های پرستاری در دنیا وجود دارد؛ در کشورهای پیشرفته، روشهایِ سازماندهی مراقبتهای پرستاری به گونه ای است که مسئولیت مراقبت از یک بیمار، از ابتدای پذیرش تا زمان ترخیص به عهده یک پرستار است. این امر سبب می شود بیمار رابطه مراقبتی روشنی با یک پرستار در طول مدت درمان خود داشته باشد.  در ایران هنوز از شیوه های سنتی در ارائه مراقبت های پرستاری استفاده می شود. بــهینه سازی روش های ارائه مراقبت های پرستاری نیازمند نگاهِ مدیریتی تخصصی در اداره نظام سلامت است. امید است مدیران سلامت تنها به تقدیر از جنبه  های عاطفی و احساسیِ حرفه ی پرستاری اکتفا نکرده و با استفاده از پرستاران متخصص در سطوح مختلف مدیریت سلامت، زمینه ی بهره  مند ساختن جامعه از توانمندی های علمی و کاربردی این حرفه را فراهم سازند.


دکتر فاطمه حشمتی نبوی/استادیار گروه بهداشت و روان دانشکده پرستاری و مامایی مشهد


رمضان ماه میهمانی خداوند

  

واژه رمضان 

رمضان از مصدر «رمض» به مفهوم شدت گرما و تابش آفتاب بر.. معنا شده است. انتخاب چنین واژه ای به راستی از دقت نظر و لطافت خاصی برخوردار است چرا که سخن از گداخته شدن است و شاید به تعبیری دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بی امانش، زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش می باشد، عطشی ناشی از آفتاب سوزان یا گرمای شدید روزهای طولانی تابستان و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشی که پیوسته می گدازد و سوزشش به راستی جبران ناپذیر است. در مقایسه این دو سوزش، دقیقا ً رابطه عکس برقرار است، بدین مفهوم که نفس سرکش با چشیدن آب، تشنه تر می گردد وهرگز به یک جرعه بسنده نمی کند و پیوسته آدمی را در تلاش خستگی ناپذیر جهت ارضای تمایلات خود وا می دارد

.

 

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند

 

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ يُضاعِفُ اللّه‏ُ فيهِ الحَسَناتِ وَ يَمحو فيهِ السَّيِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ

 

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزايد و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است

 

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمودهو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار؛

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم

 

پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله 

اَلصّائِمُ لا تُرَدُّ دَعوَتُهُ

  

 دعاى روزه  دار رد نمى ‏شود  

 

قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله

إنَّما سُمِّیَ الرَّمَضانُ لأنَّهُ یَرمَضُ الذُّنوبَ
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : رمضان، بدين سبب رمضان نامیده شده است كه گناھان را مى سوزاند

 

 قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله

إذا استَهَلَّ رَمَضانُ غُلِّقَت أبوابُ النارِ، و فُتِحَت إبوابُ الجِنانِ، و صُفِّدَتِ الشَّیطانُ

پیامبر خدا صلى الله علیه و آلھ فرمودند: چون ھلال ماه رمضان پد يد آ يد، در ھاى دوزخ بسته گردد و در ھاى بھشت گشوده شود و شیاطین به زنجیر كشیده شوند

 

 قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله :

قَد وَکَّل اللهُ بِکُلِّ شَیطانٍ مَرِیدٍ سَبعَةً مِن مَلائِکَتِهِ فَلَیسَ بِمَحلولٍ حتّی یَنقَضِیَ شَهرُکُم هذا

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : خداوند بر ھر شیطان سركشى ھفت تن از فرشتگان خود را گمارده است كه تا پايان اين ماه ھمچنان در بند آن ھا مى باشد

 قال رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله

مَن أدرَکَ شَهرَ رَمَضانَ فَلَم یُغفَر لَهُ فَأبعَدَهُ اللهُ

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : ھر كه ماه رمضان را دريابد و آمرزيده نشود، خداوند او را (از رحمت خود) دور گرداند

 

پنج خصلت اين امت

عن أبي هريرة قال،  قال رسول الله صلى الله عليه وسلم " أعطيت أمتي خمس خصال في رمضان لم تعطهن أمة قبلها خلوف فم الصائم أطيب عند الله من ريح المسك وتستغفر لهم الملائكة حتى يفطروا ويزين الله لهم كل يوم جنته ثم يقول يوشك عبادي الصائمون أن يلقوا عنهم المؤنة والأذى ثم يصيرون إليك وتصفد فيه مردة الشياطين فلا يخلصون إلى ما كانوا يخلصون إليه في غيره ويغفر لهم آخر ليلة" قيل يا رسول الله أهي ليلة القدر قال "لا ولكن العامل إنما يوفى أجره إذا انقضى عمله". ( رواه احمد و البزار و البيهقي و رواه ابوالشيخ ابن حبان )

ابوهريره رضي الله عنه – از رسول خدا – صلي الله عليه و آله و سلم – نقل كرده‌ كه فرمودند : « به امت من درباره ماه مبارك رمضان پنج امتياز داده شده كه به امتهاي پيشين داده نشده است :

1-   بوي بد دهان آنها در رمضان نزد خداوند متعال از مُشك هم پسنديده‌تر است .

2-   حتي ماهيها در دريا تا وقت افطار براي آنها دعا مي‌كنند .

3-   بهشت هر روز براي آنها آراسته مي‌شود و سپس خداوند خطاب به بهشت مي گويد : « به زودي بندگان نيك من مشقات و مشكلات دنيا را پشت سر گذاشته به سوي تو خواهند آمد . »

4-   شياطين متمرّد و گردنكش با زنجير بسته مي‌شوند تا روزه‌داران را در اين ماه به سوي گناهاني كه در ساير ماهها وادار مي كردند ، سوق ندهند .

5-   در آخرين شب ماه رمضان ، روزه داران مورد مغفرت قرار مي گيرند . صحابه عرض كردند : « اين شب مغفرت ، شب قدر است ؟ » آن حضرت فرمودند : « خير ، بلكه ضابطه و عرف چنين است كه پس از آنكه كارگر ، كارش را تمام كند ، مزدش به او داده شود . »

 

محرومان از رحمت خداوند :

عن كعب بن عجرة قال : قال رسول الله صلى الله عليه و سلم : احضروا المنبر فحضرنا فلما ارتقى درجة قال : آمين فلما ارتقى الدرجة الثانية قال : آمين فلما ارتقى الدرجة الثالثة قال : آمين

 فلما نزل قلنا يا رسول الله لقد سمعنا منك اليوم شيئا ما كنا نسمعه قال : إن جبريل عليه الصلاة و السلام عرض لي فقال : بعدا لمن أدرك رمضان فلم يغفر له قلت آمين فلما رقيت الثانية قال بعدا لمن ذكرت عنده فلم يصلي عليك قلت آمين فلما رقيت الثالثة قال بعدا لمن أدرك أبواه الكبر عنده فلم يدخلاه الجنة قلت آمين

 هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه

حضرت كعب بن عجرة – رضي الله عنه – مي گويد : يك بار رسول اكرم – صلي الله عليه و سلم – فرمودند : « نزديك منبر بياييد » ما نزديك آمديم . هنگامي كه آن حضرت صلي الله عليه و اله و سلم بر پلة اول آن ، قدم گذاشتند ، فرمودند : «آمين» و چون بر پلة دوم قدم گذاشتند باز هم فرمودند «آمين» وقتي بر پلة سوم قدم گذاشتند ، بار سوم نيز فرمودند : «آمين» هنگامي كه از منبر پايين آمدند و از خطبه فارغ شدند ، عرض كرديم : امروز وقت بالا رفتن بر منبر از شما كلامي شنيديم كه تا به حال نشنيده بوديم ؟ آن حضرت فرمودند : « در آن لحظه ، جبرئيل جلوي من آمد و چون بر پلة اول قدم گذاشتم اظهار داشت : هلاك و نابود باد آن شخصي كه ماه رمضان را دريافت و مورد مغفرت قرار نگرفت ! » گفتم : «آمين» و چون بر پلة دوم قدم نهادم او گفت : « هلاك و نابود باد آن شخصي كه نام تو ذكر شود و بر تو درود (صلوات) نفرستد ! » گفتم : «آمين» و چون بر پلة سوم قدم گذاشتم ، او گفت : « هلاك و نابود باد آن شخصي كه پدر و مادر او يا يكي از آن دو در حالت پيري و سالخوردگي باشند و او به وسيلة خدمت به آنها وارد بهشت نشود ! » گفتم : «آمين»

 

 

اشاره ای به اشعار شاعران در توصیف رحمت العالمین ویاران با وفایش

چون محمد یافت آن ملک و نعیم           قرص مه را کرد او در دم دو نیم

چون ابوبکر آیت توفیق شد                  با چنان شه صاحب و صدیق شد

چون عمر شیدای آن معشوق شد        حق و باطل را چو، فاروق شد

چون که عثمان، آن را عین گشت          نور فایض بود و ذی النورین گشت

چون ز رویش مرتضی شد در فشان       گشت او شیر خدا در مرج جان

 چه نعمت پسندیده گویم ترا؟         علیک السلام ای نبی الورا

درود ملک بر روان تو باد                 بر اصحاب و بر پیروان تو باد

نخستین ابوبکر پیر مرید                 عمر پنجه بر پیچ دیو مرید

خردمند عثمان شب زنده دار          چهارم علی شاه دلدل سوار

تریاق در دهان رسول آفریده حق              صدیق را چه غم بود از زهر جانگزا؟

ای یار غار سید و صدیق نامور                  مجموعه ی فضایل و گنجینه ی صفا

مردان قدم به صحبت یاران نهاده اند          لیکن نه هم چنانکه تو در کام اژدها

یار آن بود که مال و تن و جان فدا کند         تا در سبیل دوست به پایان برد وفا

دیگر عمر که لایق پیغمبری بدی                گر خواجه ی رسل نبدی ختم انبیاء

سالار خیل خانه ی دین صاحب رسول        سر دفتر خدای پرستان بی ریا

دیوی که خلق عالمش از دست عاجزند      عاجز در آنکه چون شود از دست وی رها؟

دیگر جمال سیرت عثمان که بر نکرد            در پیش وی دشمن قاتل سر از حیا

آن شرط مهربانی و تحقیق دوستی است    کز بهر دوستان بری، از دشمنان جفا

کس را چه زور و زهره که وصف علی کند     جبار در مناقب او گفته "هل اتی"

زورآزمای قلعه ی خیبر که بند او                 در یکدگر شکست به بازوی "لا فتی"

شیر خدای و صفدر میدان و بحر جود           جان بخش در نماز و جهانسوز در وغا

دیباچه ی مروت و سلطان معرفت               لشکرکش فتوت و سردار اتقیاء

پیغمبر آفتاب منیر است در جهان                 وینان ستارگان بزرگند و مقتدا

 امت احمد از میان امم           باشد از جمله افضل و اکرم

اولیایی کز امت اویند              پی رو شرع و سنت اویند

ره بران راه هدی باشند          بهتر از غیر انبیاء باشند 

خاصه آل پیغمبر و اصحاب       کز همه بهترند در هر باب

وز میان همه نبود حقیق         به خلافت کسی به از صدیق

وز پی او نبود از آن احرار         کس چو فاروق لایق آن کار

بعد فاروق جز به ذی النورین    کار ملت نیافت زینت و زین

بود بعد از همه به علم و وفا    " اسد الله خاتم الخلفا"

جز به آل کرام و صحب عظام     سلک دین نبی نیافت نظام

نامشان جز به احترام مبر        جز به تعظیم سویشان منگر

همه را اعتقاد نیکو کن            دل زانکارشان بیک سو کن

 خواجه اول که اول یار اوست           ثانی الثنین اذهما فی الغار اوست

صدر دین، صدیق اکبر، قطب حق    در همه چیز از همه برده سبق

خواجه شرع آفتاب جمع دین        ظل حق فاروق اعظم شمع دین

ختم کرده عدل و انصافش بحق     در فراست بود بر وحیش سبق

خواجه سنت که نور مطلق است    بل خداوند دو نور بر حق است

آنک غرق قدس و عرفان آمدست     صدر دین عثمان عفان آمدست

خواجه حق،پیشوای راستین     کوه حلم و باب علم و قطب دین

ساقی کوثر،امام رهنمای          ابن عم مصطفی، شیر خدای

خدایا نور دین همراه ما کن        محمد را شفاعت خواه ما کن

زکار ما مگردان خشمناکش       ز ما خشنود گردان جان پاکش

تحیت باد بیش از صد هزاران      برو از حق و زو بر جمع یاران

خصوصا چار یار پاک گوهر           ابوبکر و عمر،عثمان و حیدر

نبی فرمود کایشانند انجم          بایهم اقتدیتم اهتدیتم

آنکه یارش بد ابوبکر و عمر         از سر انگشت او شق شد قمر

آن یکی او را رفیق غار بود          و آن دگر لشکرکش ابرار بود

صاحبش بودنند عثمان و علی     بهر آن گشتند در عالم ولی

آن یکی کان حیاء و حلم بود        وان دگر باب مدینه علم بود

 صدیق به صدق پیشوا بود    فاروق ز فرق هم جدا بود

و آن پیر حیائی خدا ترس      با شیر خدای بود همدرس

به مهر علی گرچه محکم پیم          ز عشق عمر نیز خالی نیم

همیدون درین چشم روشن دماغ     ابوبکر شمعست و عثمان چراغ

بدان چار سلطان درویش نام           شده چار تکبیر دولت تمام

 ای تو را فطرت ضمیر پاک داد         از غم دین سینه ای صد چاک داد

تازه کن آئین صدیق  و  عمر          چون صبا بر لاله صحرا گذر

تا ز صدیقان این امت شوی        بهر دین سرمایه و قوت شوی

 

جملات مفید

دو چیز به موفقیت کمک می کند :

1-نحوه برخوردتان وقتی همه چیز دارید

2-نحوه رفتارتان وقتی هیچ چیز ندارید

همیشه اسیر دیواری هستیم که از آجر نادانی ها آنرا ساخته ایم 

آدمهایی که شما را بارها وبارها می آزارند مانند کاغذ سمباده هستند - آنها شمارا می خراشند وآزار می دهند- اما درنهایت شما صیقلی وبراق خواهید شد و آنها مستهلک وفرسوده .

 

چشم های خود را ببندید و به بدترین اتفاقی که میتوانست در زندگیتان رخ دهد فکر کنید." چشم های خودرا بگشائید" آن اتفاق نیفتاده "پس خدا  شکر کنیم .

DEHKALA777@GMAIL .COM

آنچه تغیر نپذیرد توئی

ای همه هستی زتو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده

آنچه تغیر نپذیرد توئی
وانکه نمردست و نمیرد توئی


ما همه فانی و بقا بس تراست
ملک تعالی و تقدس تراست

هر که نه گویای تو خاموش به
هر چه نه یاد تو فراموش به

ای به ازل بوده و نابوده ما
وی به ابد زنده و فرسوده ما

پیش تو گر بی سر و پای آمدیم
هم به امید تو خدای آمدیم

یار شو ای مونس غمخوارگان
چاره کن ای چاره بیچاره‌گان

قافله شد واپسی ما بـبین
ای کس ما بیکسی ما ببین

بر که پناهیم توئی بی‌نظیر
در که گریزیم توئی دستگیر

جز در تو قبله نخواهیم ساخت
گر ننوازی تو که خواهد نواخت

درگذر از جرم که خواننده‌ایم
چاره ما کن که پناهنده‌ایم

نظامی

موفقیت


موفقیت یعنی از شکستی به شکستی دیگر رفتن بدون اینکه شور و اشتیاق خود را از دست بدهیم


فقط آنها که جرات شکست خوردن دارند، موفق می شوند

اگر افتادی مهم نیست... به شرطی که موقع بلند شدن از زمین چیزی برداری

وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد؟

موفقیت کلید خوشبختی نیست. خوشبختی کلید موفقیت است. اگر از کاری که انجام می دهید خرسند و راضی باشید، حتماً موفق خواهید شد

انسانهای سطحی به شانس اعتقاد دارند. انسان های قدرتمند به علت و معلول معتقدند

همیشه به خاطر داشته باشید که تصمیم خودتان برای موفق شدن از هر چیز دیگر مهمتر است


کسی به موفقیت دست می یابد که خوب زندگی کند ، زیاد بخندد و زیاد دوست بدارد . کسی که احترام افراد عاقل و فرزانه را جلب کرده باشد و کودکان خردسال را دوست بدارد . کسی که دنیا را بهتر از آنچه یافت ، ترک کند ، چه با بزرگ کردن یک فرزند صالح ، چه سرودن شعری زیبا ، و چه با نجات دادن یک انسان . کسی که مورد تحسین منتقدان باشد و خیانت دوستان را تحمل کند . کسی که همیشه زیبایی های دنیا را ستایش کند . کسی که بهترین خصوصیات افراد را ببیند و بهترین ها را تقدیم آنها کند . کسی که زندگیش یک الهام باشد و خاطره اش یک نیایش .

منبع اصلی ما3تا

انتصاب جناب آقای دكتر ايرج ضاربان به سمت سرپرست دانشكده علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني ايرانشهر

جناب آقاي دكتر ايرج ضاربان
استاديار محترم دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني زاهدان
با سلام و تحيات
به موجب اين ابلاغ به سمت سرپرست دانشكده علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني ايرانشهر منصوب مي شويد تا به ياري خداوند متعال و رعايت جوانب شرعي و قانوني نسبت به انجام امور محوله اقدام نماييد.
توفيق شما را در راه خدمت به اسلام و مسلمين و اهداف نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از خداوند متعال مسئلت دارم.
دكتر محمد حسن طريقت منفرد

وزير 

مردم ایران به دیدگاهها و برنامه های دکتر روحانی رای دادند

مولانا عبدالحمید؛ امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های این هفته نماز جمعه (31 خرداد 1392)، جمعه هفته گذشته را روزی استثنایی در تاریخ ایران نامید که در آن "ملت عزیز، سربلند و بیدار ایران با حضوری پرشور و حماسی برای انتخاب رئیس جمهور و اعضای شوراهای شهر و روستا به پای صندوقهای رای رفتند." 

ایشان افزود: حضور حماسی مردم در روز انتخابات برای دنیا حیرت انگیز و غیرقابل پیش بینی بود. این حضور مردم بسیار معنا دار و دارای پیام بود و پیام اصلی آنان تغییر وضعیت اقتصادی و سیاسی و حل بحران‏های داخلی و خارجی کشور بود.
مولانا عبدالحمید گفت: مردم به کاندیدایی که او را برای حل مسایل و مشکلات خود و اداره کشور اصلح دانستند رای دادند. مهم تر از حضور مردم، برگزاری عادلانه این انتخابات است. به جز موارد جزئی در هر دو انتخابات ریاست جمهورى و شورا شکایت قابل توجهی وجود نداشت.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: جهان شاهد انتخاباتی آزاد و عادلانه بود که مردم شکایتی از آن نداشتند. دنیا انتخاب ملت را تحسین کرد. جا دارد از ملت ایران و دست اندرکاران برگزاری انتخابات و بویژه شورای نگهبان و وزارت کشور به خاطر بی‏طرفی و حسن برگزاری این انتخابات تشکر کنیم.
مولانا عبدالحمید حضور اهل سنت را در انتخابات اخیر در سراسر کشور بسیار "پررنگ، پرشور و حماسی" ارزیابی کرد و گفت: انتخاب حجت الاسلام روحانی با رای قاطع و منسجم مردم به دلیل عبا و عمامه روحانی نبوده است؛ هر چند که لباس روحانیت دارای حرمت است، اما انتخاب روحانی به دلیل فکر و اندیشه او بوده است.

ایشان در ادامه افزود: مردم ایران به فراست و بلوغ سیاسی رسیده اند و کفیل نمی خواهند. رای مردم ایران به روحانی، رای به دیگاهها، شعارها و برنامه های ایشان درباره حل بحران‏های داخلی و خارجی است که ایشان با جرات در ایام انتخابات آنها را بیان کرده و مردم پس از شنیدن این دیدگاهها با درایت و هوشمندی به این برنامه ها و دیدگاهها رای دادند.

امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: مسئولیت آقای روحانی در مقابل خواسته ها، مطالبات و حقوق مردم بسیار سنگین است. و نه تنها مردم ایران بلکه جهانیان چشم به روحانی دوخته اند. باید برای وی دعای خیر کنیم تا بتواند انتظارات و خواسته های همه مردم، اقوام و مذاهب و هر آنچه را وعده داده است محقق کند.
مولانا عبدالحمید در ادامه گفت: آنچه برای موفقیت آقای روحانی مهم و حیاتی است اجرای کامل قانون و تحقق آزادی‏های قانونی که در قانون اساسی تضمین شده، می باشد. اگر آزادی‏های اساسی و آزادی تشکل‏ها، احزاب، مطبوعات و... در حد همین قانون اساسی محقق شوند، رضایت مردم ایران حاصل خواهد شد.
ایشان خاطرنشان کرد: مشارکت اقوام و مذاهب، رعایت حقوق آنان و بها دادن به آنان که جزو شعارهای دکتر روحانی بوده است، از مهم ترین کارهایی است که ایشان برای جلب رضایت مردم باید به آن توجه کنند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: خواسته اهل سنت نیز به عنوان بخش بزرگی از جامعه ایران حضور در دولت آقای روحانی و مشارکت عادلانه در اداره کشور در همه سطوح کشوری و استانی است.
ایشان افزود: هیچ ایرانی بر دیگری برتری ندارد. برتری انسانها بر یکدیگر صرفا بر اساس تقواست. و رئیس جمهور منتخب باید با پدیده شهروند درجه یک و دو که در گذشته وجود داشته مقابله کند و آن را از بین ببرد، و از همه ایرانیان در سازندگی، اداره، امنیت، نظم و همه شئونات کشور به صورت مساوی بهره برده و استفاده کند.
مولانا عبدالحمید گفت: تصور رای دهندگان به آقای روحانی این بوده است که وی فردی توانمند است و عمل وی و وعده هایش توانمندی وی را نشان خواهد داد. چالش‏های زیادی فرا روی کشور است که حل آنها نیاز به درایت و تدبیر دارد.
امام جمعه اهل سنت با اشاره به بحران سوریه گفت: مسئله سوریه برای ما نیز یک بحران است و از آقای روحانی انتظار می رود که بحران سوریه و بحران هسته ای را با دوراندیشی و تدبیر حل کند.
ایشان همچنین اظهار داشت: حل مشکلات اقتصادی و بازگرداندن ارزش پول ملی نیز نیازمند برنامه ریزی و تدبیر است که امید می رود رئیس جمهور منتخب با تعامل سازنده با جهان بتواند بر این مشکلات نیز فائق آید.
مولانا عبدالحمید در پایان از عملکرد مردم زاهدان در انتخابات و رای بالای آنان به حسن روحانی و رای به ائتلاف متشکل از اقوام و مذاهب در شواری اسلامی شهر زاهدان قدردانی کرد و گفت: مردم زاهدان شایسته خدمت هستند و ما امیدواریم اعضای شورای شهر بدون در نظر گرفتن قومیت و مذهب به همه مردم این شهر خدمت کنن